الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

638

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

اشاره‌اى است بر اينكه خداوند تعالى را علمى است كه آن را مخصوص اولياء خويش مىگرداند . و واژه - عالم - در اين آيه اخير كه در توصيف خداى آمده است يعنى كسى كه چيزى بر او پوشيده نمىماند چنان كه گفت : ( لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ - 18 / حاقّه ) و اين چنين توصيفى جز در بارهء خداى تعالى در مورد ديگران و بشر صحيح نيست . عَلَم : اثر و نشانه‌اى است كه به وسيله آن چيزى فهميده مىشود مثل عبارات : عَلَمُ الطّريق : نشانه راه . عَلَم الجيشِ : پرچم سپاه و لشگر از اين جهت كوه هم - علم - ناميده شده ( كه از دور مشخّص است ) جمع عَلَم - أَعْلَام - است . آيه : ( عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ - 61 / زخرف ) به صورت ( وَ إِنَّهُ لَعَلَمٌ لِلسَّاعَةِ ) هم خوانده شده ، در آيات : ( وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ - 32 / شورى ) « 1 » ( وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ - 24 / رحمن ) . عَلَم : شكافتگى لب بالا و علامت پارچه است ، مىگويند : فلانٌ عَلَمٌ - او مشهور است به پرچم سياهى كه بلند است تشبيه شده است . أَعْلَمْتُ كذا : برايش علامتى نهادم . مَعَالِم الطّريق و الدّين : آثار و نشانه‌هاى راه و شريعت ، مفردش مَعْلَم - است . فلانٌ مَعْلَمٌ للخير : او شاخص و نمودار نيكى است . عُلَّام : حنّاء كه از همان معنى است ( رنگى مشخّص بر سر و دست يعنى خضاب ) . عَالَم : اسمى است براى فلك يا هر چه را كه از جواهر و اعراض ( اصول ثابت اشياء و ظواهر متغيّر آن ) در آن قرار دارد . واژه - عَالَم - در اصل اسمى است براى آنچه كه به وسيله آن نشان كرده

--> ( 1 ) خداى را در وجود كشتيها كه در دريا از دور چون علمى هستند نشانه‌هاست . كه در سوره - الرّحمن - هم به قدرت و سنّت آفرينى خداوند در اشياء عالم اشاره كرده است كه از آن جمله خواصّ اشيائى است كه انسانها از آنها كشتى و ساير وسايل مىسازند .